Nar-anon And Nara-teen  

بازگشت   Nar-anon And Nara-teen > تازه واردین > سؤالات تازه واردین

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 12-09-2009, 12:07 PM   #1
razieh
تازه ثبت نام شده
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
نوشته ها: 2
پیش فرض درخواست کمک

سلام دوستان خوبم
من یک سال است با برنامه آشنا شدم ولی در ادامه دادن آن مشکلات زیادی دارم همسرم راضی به شرکت من در جلسات نیست و اصلا حاضر نیست من حق و حقوق خودم را در نظر بگیرم. من با احساس نیاز شدید به تغییر خودم از هر شرایطی استفاده کردم و جلسه رفتم حتی برای اینکه اوضاع زندگی ام را آروم ترکنم 6ماه جلسه نرفتم ولی فایده ای نداشت باید شروع می کردم راهنما گرفتم و تلفنی قدم ها را شروع کردم و هفته یک بار هر طور شده به جلسه می رفتم. ولی او حتی تلفن های مرا نیز کنترل کرد و اوضاع بدتر شد. الان حتی از تلفن خانه هم استفاده نمی کنم. به ذهنم رسید که با اینترنت و از طریق این سایت ارتباط برقرار کنم. من احتیاج به تغییر دارم. شهامت ندارم در مقابل سرو صداها و دعواهایش فقط سکوت می کنم. من هیچ کاری نمیتوانم بکنم البته در ابتدای قدم سه هستم و سپردم به خدا اراده زندگی ام را به نیروی برترم سپردم. تمرین می کنم ولی نقص دارم و بیمار
مهم ترین مشکلی که احتیاج به مشارکت دارم و تجربه نیاز دارم : من کارمندم و او مرا تحت فشار قرار داده که باید سر کار نروی می گوید کاری که سودی برای من ندارد چه فایده ای دارد.
razieh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-13-2009, 10:44 PM   #2
admin
عضو خدمتگذار سایت
 
تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: ایران , تهران
نوشته ها: 34
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط razieh نمایش پست ها
سلام دوستان خوبم
من یک سال است با برنامه آشنا شدم ولی در ادامه دادن آن مشکلات زیادی دارم همسرم راضی به شرکت من در جلسات نیست و اصلا حاضر نیست من حق و حقوق خودم را در نظر بگیرم. من با احساس نیاز شدید به تغییر خودم از هر شرایطی استفاده کردم و جلسه رفتم حتی برای اینکه اوضاع زندگی ام را آروم ترکنم 6ماه جلسه نرفتم ولی فایده ای نداشت باید شروع می کردم راهنما گرفتم و تلفنی قدم ها را شروع کردم و هفته یک بار هر طور شده به جلسه می رفتم. ولی او حتی تلفن های مرا نیز کنترل کرد و اوضاع بدتر شد. الان حتی از تلفن خانه هم استفاده نمی کنم. به ذهنم رسید که با اینترنت و از طریق این سایت ارتباط برقرار کنم. من احتیاج به تغییر دارم. شهامت ندارم در مقابل سرو صداها و دعواهایش فقط سکوت می کنم. من هیچ کاری نمیتوانم بکنم البته در ابتدای قدم سه هستم و سپردم به خدا اراده زندگی ام را به نیروی برترم سپردم. تمرین می کنم ولی نقص دارم و بیمار
مهم ترین مشکلی که احتیاج به مشارکت دارم و تجربه نیاز دارم : من کارمندم و او مرا تحت فشار قرار داده که باید سر کار نروی می گوید کاری که سودی برای من ندارد چه فایده ای دارد.
درود بر شما دوست گرامی

در مورد مسئله شما نظری نمی توانم بدهم چون در شرایط شما نیستم. عذرخواهی میکنم اما براتون دعا میکنم که مشکلتان حل شود.

اما چیزی که توی پست شما خواندم مجاب به پاسخ دادن به شما شدم اونم قسمت :

نقل قول:
نوشته اصلی توسط razieh نمایش پست ها
من هیچ کاری نمیتوانم بکنم البته در ابتدای قدم سه هستم و سپردم به خدا اراده زندگی ام را به نیروی برترم سپردم. تمرین می کنم ولی نقص دارم و بیمار
یادتان باشد , ما بیمار بودیم , اما در حال بهبودی هستیم که بیماری را در همان جایی که تا قبل از ورود به برنامه بود مهار کنیم که پیشروی نکند.

امروز من فرصت اشتباه رو به خودم میدهم , اما اجازه اشتباه را به خودم نمیدم.

در مورد مسئله تان یک چیزی هم بگم به صورت شخصی : هر وقت از کسی ترسیدم و به خاطر ترسم تسلیم خواسته اش شدم , خواسته های تازه تری وارد شد و من طاقتم کمتر شد.

امیدوارم دوستان کمکتان کنند. اما اگر کمکی دریافت نکردید با شماره تلفن کمیته آدرسهای ایران به شماره 09192457281 تماس بگیرید و بگید شماره یک شخص با تجربه خانم را به شما ارائه کنند که بتوانید با ایشان صحبت کنید. (بفرمایید که شماره را از سایت نار-انان فارسی به من دادند و گفتند که کار شما فقط صرفاً آدرس دادن و تغییر آدرس ثبت کردن است)

امیدوارم که مشکل حل شود.
admin آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-15-2009, 12:01 AM   #3
Manne
تازه ثبت نام شده
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: سوئد
نوشته ها: 19
Thumbs up تجربه یک همبهبودی

دوست عزیر سلام
من در مورد مساله شما تجربه یی ندارم اما خواهرم که عضو گروه نارانان است و شوهرش بیماری اعتیاد دارد چنین میگوید

در زمانی که شوهرم در حال مصرف بود ومن به جلسات میرفتم او از هر وسیله یی استفاده میکرد تا مرا از رفتن به جلسات باز دارد.مسخره میکرد روبرویم می نشست و مصرف
میکرد و با شکلهای مختلف سعی میکرد که مرا آزار روحی بدهد.
این از ترس او ناشی میشد که با رفتن من به جلسات و تغییر من بعدا چه اتفاقی خواهد افتاد؟
خلاصه هر کاری میکرد که آرامش من به هم بخورد.
من هم به علت بیماری خودم به ترسهای او بها میدادم.گاهی با او دهن به دهن می شدم و
میخواستم او را قانع کنم.هرچه میگفتم او ضد من عمل میکرد.وقتی به رفتارهای او عکس العمل نشان می دادم یعنی بیماری او را تغذیه میکردم او در مقابله کردن با من بیشتر تقویت می شد.
اما وقتی که فهمیدم باید طبق اصول برنامه عمل کنم اوضاع به تدریج تغییر کرد.
سعی کردم با او دهن به دهن نشوم و به رفتارهای او و ضدیت های او بی توجه باشم.
به نیروی برترم تکیه کردم و با ایمان و امید و اطمینان به این که حتما موفق خواهم شد شروع کردم به خدا نزدیک شدن.
لحظات سختی بود.من با آرامشی که از برنامه وشعارها و نزدیک شدن به دوستان همبهبودی میگرفتم خود را برای فقط یک روز حتی فقط برای یک ساعت وگاه برای فقط ده دقیقه آرام و تقویت میکردم.از آن زمان به بعد تغییرورشد را به تدریج در خود احساس کردم واز آن به بعد بود که رفتار های بیمارم در من کم اثرتر شد.
وقتی بر ترسهایم تسلط نسبی پیدا کردم و دیگر منتظر تأ یید بیمارم نشدم و بهانه ها را از او گرفتم آثار پیشرفت را احساس نمودم.
شکر خدا اکنون شوهرم به جلسات ان ای میرود.
با آرزوی موفقیت برایت.
Manne آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 01:34 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.

Persian Language By Pasargad Services Team Ver 3.0
کلیه ی حقوق این بخش مربوط به گروه های خانواده نارانان و ناراتین می باشد